یلدا ...
غمهایتان به کوتاهی یک لحظه و ...
شادیهایتان به درازای شب یلدا باشد .
یلدا مبارک !
غمهایتان به کوتاهی یک لحظه و ...
شادیهایتان به درازای شب یلدا باشد .
یلدا مبارک !
سلام .... من برگشتم ... گلسا راست میگه ... قصه گو هم راست میگه ... (...) هم راست میگه .... هاااااااااااااااااای گیلاس کجایی که پوریاتو کشتن !! .... آقا من دیگه راس راستی برگشتم ... نمیخوام ناراحت باشم ...
گلسا (دوست داشتنی من ) گفته که : (( هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده.حتي اگه هيچ كس تو رو دوست نداشت.بدون كه اگه كسي وارد زندگي تو شد و گذاشت رفت حداقل يه تجربه واست جاگذاشته ))
از خدا سپاسگذارم به خاطر لطفی که به من دارد ... این روزها عاشق او بودن افتخاری است که نصیب هرکس نمی شود .
پ.ن : نبینم گیلاس من ناراحت باشه ... گریه کن ... گریه قشنگه ...
تقدیم به شما : ![]()
باغ سرسبز جواني ... خزاني شد
در كنار پنجره ديگر گلاندامم نميآيد
شهر خالي مانده بي او ...
آشنايي نيست
پ.ن1: انگار اثر نداشت دعا ...
پ.ن2: ...
باران می بارد و ...
مرا به سوی کوچه می کشاند
چون ...
گریه زیر باران را کسی نمی بیند
ای کاش آسمان همیشه اینقدر سخاوتمند بود ...
بزن باران به نام هرچه خوبیست
بشکن سبوی باده را مستی تویی ...
مستی تویی

تو دل یه مزرعه یه کلاغ روسیاه
هوایی شده بره پابوس امام رضا
اما هی فکر میکنه اونجا جای کفتراس
آخه من کجا برم یه کلاغ روسیاه
من که تو سیاهیا از همه روسیاه ترم
میون اون کبوترا با چه رویی بپرم
تو همین فکرا بودش کلاغ عاشقمون
یه دلش می گفت برو یه دلش میگفت بمون
که یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شو
به سیاهی فکر نکن تو یه زائری برو
special thanks : m.chavoshi

خواب دیده ام که تو پاییز می رسی
و من چتر بدست و منتظر
توی کوچه ایستاده ام ...
زیر شرشر باران

رایحه ات پیچیده
بگو کجایی؟!!
* * *
بگذار بمیرم و ...
وقتی که آمدی
مرگ مرا به عنکبوتهایم تسلیت بگو ...!!

در باد رها مساز گیسو
ای یار به باد مده ما را
ای یار مده به باد ما را !

نگاهت
انتهای شبهای بارانی است
و من هنوز
خیس نگاه توام
از طرف یک دوست

ببار ای برف ... !!

بی تو دست می برم به سوی ماه
بلکه ماه جای خالی تو را
پر کند برای من
نه ...
اشتباه می کنم ... اشتباه !
جای خالی تو را
هیچ کس
پر نمیکند برای من.
بی تو دست می برم به آسمان واژه ها
بلکه شعری بگویم و
جای خالی تو را
با غزل ... با قصیده پر کنم
ولی ...
باز هم ... اشتباه پشت اشتباه !

در را ببند و بوسه بزن بر لبان من !
آتش بزن به صومعه ی روح و جان من
پ.ن: سلام ... برای اطلاع: من هیچ وقت نمیخوام و نخواستم با نوشته هام کسی رو ناراحت کنم ... مخصوصا دوستای گل و نازنینم رو ... اگه هم چیزی نوشته شده از دل برآمده !! ... به هر حال ببخشید دیگه ... شرمنده ... حالا اون دسته گلی رو که گذاشتم تقدیم به شما با عشق ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

مظلوم ترین انسانها کسانی هستند که
نه دارند
و نه زبان گله دارند !!
پ.ن : سکوتم از رضایت نیست ... دلم اهل شکایت نیست

آخه چی وگوم جییییییییییییییییگر (جوگیر شدم الکی!!)
همه چیزو که گفتم
دیگه حرفی برای گفتن نمانده
((ولی به قولی که دادم باید پابند باشم . قولم این بود که بر طبق اسم وبلاگ "تا-همیشه" این وبلاگ باید تا همیشه آپدیت باشه!))
خوب ...
تو ... من ... همین کافیه !
خلاصه و مفید !
خودکار را برداشتم تا شعری بنویسم
و مینویسم : چشمهایت زیباترین شعرند
مینویسم : از عشق تو سرشارم ای (...) !
راستی ... بود و نبود من فرقی برایت میکند؟!
گیرم تو را حاشا کنم بانوی زیبا
بر شعرهایم مانده اما ردپایت
نه راه پس دارم نه راه پیش خانم
دیدی چه با من کرد آخر چشمهایت
بانو، نگـــاه کن که نگاهت امان شود
بانو، بخنـــد تا شب من مهربان شود
شايد اگر کمی تو بخنـــدی وجودمان
آســوده از نگــــاه بــد ديگــران شـــود
شـــايد اگر کمی تو بخوانی صدای تو
تصـــويری از الــهه ی ناز بنــان شــود
بانو، مرا دوباره در آغـوش خود بگيــر
بگذارهرکه خواست به مابدگمان شود
بانو، چقدر بوی به و بوسه می دهی
!بوی خوشی که می شودآرام جان شود
تابی به گيسويت بده،چرخی بزن،نترس
امشب هرآنچه را توبخواهی همان شود
شــايد همين بهـــانه ی گــرم حضـور تو
سر فصل عاشقانه ترين داستــان شود
می گويی ازمن وتوگذشته است عاشقی
...شايد به شور عشق دل ما جوان شود
!شايــد ميـان اينهمــه زيبــا نگــاه تو
بار دگــر بهــانه ی ديــدارمان شــــود
!شعر از : ناصر حامدي

خوب ...
باز هم رسیدیم به فصلی تازه از ادبیات چشمتان ...!!
راستی با چند لهجه برایت اشک بریزم؟! تا باور کنی که ...
بی خیال !
من بی خیال این دل بی دست و پا شدم
***
به هر حال اوضاع بهتر از این نمی شود
من و شما و خواب و خیالات چشمتان ...!

خانم حوا !
لب شما که میوه ممنوعه است
و من جرات نمیکنم دست بزنم !!
پس بی خیال
راستی ... من هم که آدم نمی شوم !
* * *
هرکسی در دل من جای خودش را دارد
ولی انگار ...
هیچ کس جانشین تو در این سینه نمی شود
حتی ... (ولش کن!! اگه بگم میگن کفر گفتم! )
* * *
می خواستم دوباره تو را شعر کنم
اما ...
عاقبت با قلم شرم نوشتم : نشد ...!!